تبليغاتX
صدای جــاودان شبــکه جوان
رادیو جوان

جوانی کردن در آلاچیق رادیو جوان

 

برنامه های عصر گاهی رادیو به دلایل متعددی پر شنونده هستند . یکی از آن

دلایل می تواند این باشد که اغلب مردم یک روز کاری را پشت سر گذاشته اند و

در فراغتی که به احتمال بسیار پشت فرمان اتومبیل یا در خانه و .... برایشان

فراهم شده تصمیم می گیرند که رادیو گوش کنند .

در این میان ، برنامه های عصرگاهی  رادیو جوان به دلیلی که ذکر شد و نیز

بخاطر برخی جسارت ها و ساختارشکنی ها همواره درردیف پرمخاطب ترین

برنامه های رادیو بوده اند .

در مدت 12 سالی که از شروع به کار این شبکه گذشته برنامه های متعددی در

ساعات عصر از این شبکه پخش شده است ، جوان ایرانی ، چهارراه جوانی ،

روی خط جوانی ، جوونی به وقت فردا و جوونی آزاد به ترتیب در این سال ها از

رادیو جوان پخش شده اند و پر طرفدار هم بوده اند .

نکته جالب هر کدام از این برنامه ها هم این بود که روزهای پایانی پخش آن ها

مواجه بود با موج مخالفت و اعتراض طرفداران جوانی که دوست داشتند برنامه

دلخواهشان ادامه یابد ، در چنین حالتی طبیعی ست که برنامه بعدی برای جذب

مخاطب بسیار دچار مشکل شود و برنامه سازانش ناگزیر باشند از این که انرژی

مضاعفی صرف کار خود کنند ، البته ابن اتفاق در طول این سال ها افتاده است ،

چون هر کدام از این برنامه ها به مراتب بیش از برنامه قبلی خود طرفدار داشتند .

موج تلفن ها ، نامه ها ، وبلاگ های هواداران و نتیجه نظر خواهی ها و برآیندی

که برنامه سازان و مدیران رادیو جوان از نظرات شنونده های خود به دست

 آورده اند گواهی این ادعاست .

جوان ایرانی برنامه ای بود که در سال های 80،79 از رادیو جوان پخش می شد

 در سال 80 رادیو جوان در یک نظر خواهی سراسری از مخاطبان خود خواست

که بهترین برنامه را معرفی کنند و در میان بیش از صد هزار نامه ای که به

روابط عمومی رادیو جوان رسید جوان ایرانی مقام اول را کسب کرد .

بعد از آن چهارراه جوانی از راه رسید که با کنار گذاشتن برخی قالب های رایج و

کهنه رادیویی طرحی نو در انداخت و مورد توجه قرار گرفت .

روی خط جوونی را با اجرای فرشید منافی شاید بتوان نقطه اوج برنامه های

عصر گاهی رادیو جوان دانست که همه رقبای پیشین خود را کنار گذاشت .

بعد از آن روی خط جوونی به میدان آمد که در کنار موضوعات اجتماعی رویکرد

سیاسی نیز داشت ، این برنامه هم در زمان پخش خود با استقبال رو به رو شد تا

این که جای خود را به جوونی آزاد داد .

همه این برنامه ها در قالب طنز و با ساختاری متنوع موضوعات اجتماعی و

سیاسی روز را به نقد می کشیدند .

جسارت در پرداخت موضوع و انتخاب قالب ، ریتم جذاب و پخش موسیقی مورد

علاقه گروه مخاطبان جوان ویژگی بارز این چند برنامه بود که موجبات اقبال آنها

را از سوی مخاطبان رقم می زد . معمولا اول تابستان هر سال رادیو جوان در

برنامه های خود تغییراتی ایجاد را

ایجاد می کند ، برخی از برنامه ها با آیتم های متفاوت تری ادامه می یابد و برخی

دیگر هم جای خود را به برنامه های جدید تری می دهند .

تغییرات تیر امسال این شبکه مصادف شد با پایان دوره پخش جوونی آزاد و

شروع پخش برنامه ای دیگر که (( آلاچیق )) نام گرفت . آلاچیق هر روز از

ساعت 18 شروع می شود و رویکرد اصلی آن تفریحی و اطلاع رسانی است .

نکته مثبت این برنامه توجه ویژه و خاصی است که به مناطق مختلف ایران دارد و

این اشعار رادیو جوان را که می گوید :

ایران فقط تهران نیست تحقق می بخشد اما این برنامه اساسا از زبان منتقدانه و

صریح برنامه های گذشته خبری نیست . ریتم آن هم در برخی مواقع آنقدر کند

 می شود که مخاطب جوان را کسل می کند و موسیقی هایی هم که در آن پخش

 می شود، خیلی شبیه موسیقی هایی ست که از رادیو های پیام و ایران

 پخش می شود .

وظیفه شبکه جوان جذب و حفظ مخاطب جوانی است که تمایلات متفاوتی دارد و

تامین ذائقه ی او کار راحتی نیست . با او باید به زبان خودش حرف زد و

بی پیرایه و صریح بود . جوان معمولا از طفره رفتن و کنایه زدن خوشش نمی آید

و رسانه ای را که شباهتی به او و خواسته های منطقی اش ندارد کنار می گذارد .

با این همه می توان به تاریخچه 12 ساله رادیو جوان مراجه کرد و نقطه اوج و

فرود برنامه های عصر گاهی این شبکه را که اغلب پرمخاطب ترین برنامه ها نیز

بودند بیرون کشید ، آن وقت خواهیم دید که پیش از آلاچیق هم با وجود این که

مورد توجه زیاد مخاطبان قرار گرفتند ، در هفته های اول شروع به کار خود با

ریزش نسبی شنونده ها رو به رو شدند و اصلا به خاطر این که بعد از برنامه ای

پرطرفدار شروع به کار کرده بودند ، از سوی مخاطبان پس زده می شدند . با این

توصیف می توان مدتی دیگر منتظر بود تا آلاچیق هم مسیر خود را پیدا کند و به

نقطه اوج برسد چون این برنامه یک امکان و فرصت بی بدیل دارد که می تواند از

آن بهره بگیرد .

البته برنامه هاب عصرگاهی هنوز هم پرشنونده ترین برنامه های  رادیو هستند ....  

برگرفته شده از روزنامه ی جام جم

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 23:1  توسط سارا هاجری  | 

 به همین سادگی ! به همین خوشمزگی!!

نه به همین بدمزگی!!!

من اگر جای شهرام گیل آبادی بودم

و هفته ی پیش به همین سادگی روی اسمم خط

 می کشیدند و من را می فرستادند به یکی از کم

 تاثیرترین بخش های سازمانی که در آن کار می کردم ،

 مزه بد دهانم به این سادگی ها از بین نمی رفت . اشتباه نکنید.

بحث اصلا شخص گیل آبادی نیست،

 بحث درباره ی سازمانی است که در رخوت خیلی از

 سازمان های فرهنگی مان که معمولا بودجه شان را  

صرف برنامه های بی خاصیت می کنند ، کارهای

تاثیر گذاری کرده است . بحث درباره ی تغییر مدیران

نیست . تغییر مدیران ، اتفاقی طبیعی است ولی

چگونگی این تغییر مهم است . بحث درباره ی مدیر تازه

 به میدان آمده ی رادیو جوان نیست . ان شاءالله که او

 اصلا رادیو جوان را خیلی بهتر حال و

روز فعلی اش بکند .

 بله ، مطمئنا گیل آبادی تا ابد نمی توانست روی صندلی  

ریاست رادیو جوان بنشیند و روزی باید عوض می شد ،

 اما چرا با این سر و شکل ؟؟؟؟

 فقط فکرش را بکنید ، کسی باشی که تغییر و تحول

 اساسی ای در شبکه زیر نظرت انجام داده باشی تا

 شبکه رادیو یی ات را به محبوب ترین و پر طرفدارترین

 شبکه ی رادیو یی تبدیل کنی و بعد این طور با تو

 برخورد کنند . کاری کرده باشی که در این جنگ

 رسانه ها ، جوان ها چند ساعتی را به جای دیدن

شبکه های ماهواره ای و نشستن پای اینترنت و دنبال

فیلتر شکن گشتن ، به رادیو – دقت کنند ، رادیو نه

تلویزیون – گوش بدهند و محصولات فرهنگی خودمان

داخل روح و مغزشان نفوذ کند و بعد این طوری با تو

برخورد کنند .

آخه چرا ؟؟؟ واقعا چرا ؟؟

رادیو جوان چه گناهی کرده به جز جذب جوان ها به

 کشور و دین و آیین و فرهنگ خودمان ؟

رادیو جوان چه گناهی کرده به جز نو آوری و در

ساختارهای کلیشه ای و خاک گرفته

رادیو و تلویزیون مان ؟

بله ، مطمئنا در هر کار جدیدی همیشه نقاط ضعفی هم

وجود دارد ولی واقعا برآیند نکات مثبت و منفی رادیو جوان

 این بوده که مدیر خلاق شبکه را بفرستند جایی مثل

 اداره نمایش های رادیویی ؟

 یعنی برای مدیری با این کارنامه ، جای بهتری برای

 استفاده از توانایی های او نبوده ؟

 واقعا با این برخوردها برای کسانی که می خواهند در

 ارائه ی ارزشهای دینی ملی مان به جوان ها نوآوری

 کنند ، چه انرژی ای می ماند ؟

 کسانی که این برخوردها را می کنند یا با فشارهای چند

 ماهه شان پایه گذار این برخوردها بوده اند ، تا به حال

 خودشان چقدر شنونده برنامه های رادیو جوان بوده اند؟

 ماه رمضان پارسال سری به رادیو جوان زدند تا ببینند

 چقدر از جوان ها سحر و افطارشان با این رادیو گره خورد؟

 از برگزاری جشنواره ی تسنیم خبر دارند که چگونه این

 رادیو این همه جوان را برای فعالیت قرآنی ، بسیج کرد؟

آمارهشت میلیون شرکت کننده در یک جشنواره

 قرآنی ، پیش از این در کارنامه ی چه سازمانی

 نوشته شده بود؟

 آنها اصلا تا به حال سری به اینترنت و وبلاگ های رادیو

 جوان زده اند تا ببیند این شبکه چه موجی را در بین 

 جوان ها ایجاد کرده است ؟جوان خبر دارند ؟

 آنهایی که این شبکه را زیر فشار خودشان قرار دادند و

 منتظر سوتی کوچکی بودند تا آن راپیراهن عثمان کنند ،

 خودشان تا به حال چه  کار تاثیرگذاری

 برای دین و فرهنگ جوان های مملکت کرده اند ؟

 آنها اصلا به فکر جوان هایی هستند که ممکن است به

 خاطر این اتفاقات ، بی خیال این آب باریکه ارتباط

 بشوند؟

 دکتر گیل آبادی در گفتگوی نوروزی اش با همشهری

 جوان گفت :

 (( هر حرکت این طوری نیاز به شهید دارد . من این را

دائم به بچه ها می گویم که بگذارید اگر قرار است خراب

شویم ، در این راه قصد قربت کنیم و شهید شویم . ))

 

برگرفته شده از مجله ی همشهری جوان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 0:42  توسط سارا هاجری  |